به گزارش خبرگزاری حوزه، در این گزارش به تفکرات آخرالزمانی نتانیاهو و ارتباط او با خاخام اعظم خباد در موضوع زمینهسازی برای ظهور دجال پرداختهایم.
بنیامین نتانیاهو از همان کودکی در خانوادهای با گرایشهای پررنگ صهیونیستی رشد کرد؛ پدرش، بنصهیون نتانیاهو، از مورخان و چهرههای فکری جریان صهیونیسم بود. او بخشی از دوران نوجوانی خود را در آمریکا گذراند و سپس در جوانی به سرزمینهای اشغالی بازگشت و به یگان ویژه ارتش اسرائیل پیوست. مسیری که از یک خانواده صهیونیستی آغاز شد و در ادامه، نتانیاهو را به یکی از شناختهشدهترین و جنجالیترین چهرههای سیاسی رژیم صهیونیستی تبدیل کرد؛ سیاستمداری که نامش سالهاست با اشغال، جنگ و سرکوب فلسطینیان گره خورده است.

نخستوزیر کنونی رژیم صهیونیستی، یک سیاستمدار معمولی نیست. او حتی به یک معنا، یک رئیس دولت افراطی، به آن مفهوم که نفتالی بنت و آویگدور لیبرمن چنین شناخته میشوند، نیست. او آشکارا فردی است که از دوران جوانی توسط محافل فرقهای صهیونیستی مورد شناسایی قرار گرفت و اصطلاحاً او را برکشیدند و مرحله به مرحله به بالاترین جایگاه در رژیم اشغالگر قدس رساندند، تا پیشبرندهی پروژههای شوم و شیطانی این محافل، نه تنها برای فلسطین و منطقه، که کل صحنهی بینالملل باشد.

در بسیاری از تحلیلها این مسأله را میشنویم که نتانیاهو قصد دارد به هر طریق ممکن، حتی با خبیثانهترین و کثیفترین روشها، یک نزاع در سطح بینالمللی ایجاد کند تا به زعم اربابانِ در سایهاش، جنگ جهانی سوم را کلید بزند.
به بیان دیگر، او سیاستمدار برگزیدهی محافل قدرتمند و ذینفوذ صهیونیستی است که به خیال خود قصد دارند مسیر تاریخ را به سمت غایت مورد نظر خودشان منحرف کنند. این ادعایی گزاف نیست و عقبه، سوابق و کارنامهی نتانیاهو بر این حقیقت صحّه میگذارد.

دو ویدئوی که در ادامه میبینید، یکی مربوط به سال 1988 و یکی مربوط به 1990 است که نتانیاهو بهعنوان نمایندهی کنِسِت (پارلمان اسرائیل) در حال رقم زدن شهرت کذایی و سیاه خود بود.
این دو ویدئو از دو دیدار با یک فرد است. این فرد، به نام «مناخم مندل اشنیرسون» (Menachem Mendel Schneerson ۱۹۹۴-۱۹۰۲)، معروف به رِبِه (Rebbe)، رهبر جنبش افراطی صهیونیستی موسوم به حسیدیسم نوین و رهبر فرقهی یهودی موسوم به «خباد لوباویچ» بود.
او را یکی از مهمترین و ذینفوذترین و بنا به روایتی قدرتمندترین چهرهی به اصطلاح «معنوی» یهودیت صهیونیستی در قرن بیستم میدانند، چنان که صهیونیستها به او لقب «مشیاخ» (مسیح) داده بودند!
شاید جالب باشد که بدانید اشنیرسون نقشی اساسی در انتقال هزاران جوان و نوجوان یهودی از ایران در سال ۱۳۵۷ و آستانهی پیروزی انقلاب به آمریکا و سرزمینهای اشغالی داشته است.
خباد لوباویچ، یا سلسلهی لوباویچرها، دارای افکار بهشدت خطرناک و شوم و البته شیطانی هستند و شماری از پژوهشگران یهودیت به آن لقب «کنیسه شیطان» دادهاند.
بر طبق برخی گزارشها، کنیسهی خباد لوباویچ، در واقع رهبر معنوی اعقاب «یهودیان خزری» است که در ماجراهای منتهی به جنگ روسیه و اوکراین، و تلاش برای یهودیسازی این کشور و تبدیل آن به «اسرائیل بزرگ» نقشی اساسی داشته است.
در ویدئوی اول، دیدار اشنیرسون با نتانیاهوی جوان در ۱۹۸۸ است که سرخاخام یهودی به بی بی میگوید که نخستین سخنرانی او در کنست بسیار خوب بود و او باید همین «راه» را ادامه دهد و هراسان نشود، چرا که «خدا» پشتیبان این راه است.
برکت و توفیق همراه با این «رسالت» است!
او به نتانیاهو میگوید که «تو نقش تازهی خود را شروع کردهای». نتانیاهو هم میگوید: «من در شروع کارم نزد شما آمدم و قصد دارم بارها به شما مراجعه کنم.»
از حال و هوای این دیدار کوتاه و جملات رد و بدل شده، مشخص است که نتانیاهوی جوان برای عرض ارادت و تجدید بیعت نزد «حاخام اعظم» رفته بود.
در ویدئوی دیگری مربوط به ۱۹۹۰، باز نتانیاهو به حضور خاخام میرسد. این بار اشنیرسون به او میگوید که «مشیاخ / ماشیح» (منجی یهود که همان دجال واقعی است) هنوز ظهور نکرده است.
نتانیاهو میگوید «ما در حال تلاش هستیم» و خاخام با تحکّم میگوید حتماً تلاشهای نتانیاهو کافی نبوده است و باید لحظهای را در راه تسریع ظهور ماشیح هدر ندهد.
اشنیرسون همزمان با این سخنان، برگهای را به دست او میدهد و به او بشارت اخبار خوب و توفیقات بیشتر میدهد.
اشنیرسون در ژوئن ۱۹۹۴ مُرد و بنیامین نتانیاهو در ۱۹۹۶، به نخستوزیری رژیم اشغالگر رسید!
منبع: اندیشکده مطالعات یهود










نظر شما